تبليغاتX
کویر - سفر

با حريق يادها هم‌سفرم

وقتي دورم، به تو نزديك‌ترم

.. دعا.

 .

ماه ها ست از  عمر اين وبلاگ در‌پيت(!) مي‌گذرد. در اين مدت دوستان (و لابد دشمنان!) بسياري در فضاي مجازي پيدا كرده‌ام كه به‌ همه‌شان افتخار مي‌كنم. همين‌جا دست و روي يكايك‌شان را (تا آنجا كه مشكل شرعي پيش نيايد!) مي‌بوسم. ناگفته پيداست كه دشمني هم، اگر باشد، در رديف دشمن دانا است... كه لابد بهتر از دوست نادان است!

بگذريم، تابستانه نويسي بلد نيستم! حالش را هم ندارم كه بروم ياد بگيرم! فقط همين‌قدر مي‌دانم كه:

بنزین سفر اي دوستان! چو فراهم گرديد

تابستان  فرصت سبزي است تا سفر بكنيد!!!

...

از آنجا كه به قول يكي از متاخرین: "هميشه در سفر از خويشم و نمي‌خواهم ...جز التماس دعا چيزي از شما، مردم!" ما نيز هنوز از سفر نيامده و عرق‌ تن‌مان خشك نشده، آهنگ سفر ديگري در سر داريم! فلذا التماس

پيش آگهي بازرگاني: اگر خدا بخواهد پس از سفر، بخشي از خاطرات سفرِ اخیررا، برايتان طنزيم(!) مي‌كنم. منتظر باشيد. وعده‌ي ما، بعد از تعطيلات!

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 10:59 توسط کویر |